
|
Sunday, October 15, 2006
نمیدونم کشیشا هم مثل آخوندا کارشون داستان تعریف کردن و کلمه پشت هم چیدنه.. یا نه...
اعتراف از جالب ترین کاراشونه.. رسمن میرن جای خدا میشینن میگن من خدا هستم ، اعتراف کن به گناهات ... و خیلی موقع ها ... "بگو که اشتباه کردی"... "توبه کن"... من نمیدونم چه درسی توی یه دانشگاه یا حوزه یا کلیسا یا دیر یاد میدن، که خدا بلد نبود چند هزار سال پیش و بشریت کللللللن از نظر اینا تا قبل از کلیسا و اینا منحرف بوده.... حقیقت این نیست که بعد از ورود اونها ، دیندارا منحرف شدن؟ سرخپوستا بیشتر ایمان داشتن یا کاتولیکا؟ آفریقاییا بیشتر ایمان داشتن به دیناشون یا حکومت پولدارای عرب دویست سیصد سال بعد از محمد؟ هر چی میگذره بیشتر حس میکنم که کتاب خدا توی طبیعت جاریه.. شاید یه گوشه هاییش رو توی نوشته ها پیدا کنی.. زندگی خودش بزرگتر از هر دانشگاهی.. یاد میده و امتحان میگیره و پاداش میده و سخت میگیره بهتر از هر استادی بهتر از هر پیری بهتر از هر کشیشی بهتر از هر آخوندی بهتر از هر کسی که با کسب علم نوشتاری... "عالم" شناخته شده.. |
site feed
http://rephrased.blogspot.com/atom.xml |