Monday, June 19, 2006

خوابامو باید سریع بنویسم، به طرز عجیبی چیزی که فکر نمیکردم یادم بره یادم میره

سیگار محبوب این هفته : کنت قرمز

خواب دیدم دوست پسر مربوطه داره بد میگه حسابی پشت سر مربوطه، از اون خوابایی بود که بعد از تموم شدنش بیدار میشی نصفه شب ، مشکلم اینجاس که دوتا جمله بیشتر از یه عالم حرف زده شده یادم نمونده

بابک یه حرف جالبی میزد ، میگفت تو نمیتونی بری پیش دکتر بگی من حالم بده چون دنیا تو عصر تاریکیه

شیمی آلی شدم چهار از بیست.. مثلن خونده بودم بلد بودم، معدلات هم که برگه سفید دادم.. میمونه سه تا دیگه، البته کنترل کیفیت مواد غذایی شدم 17







email adress



archive