Sunday, April 23, 2006

- نوشتن روی کاغذ چقدر فرررررق داره!

- عاشق شدن و گاییده شدن بعدش، یه هدیس .. بیلیو می! کسی که خدا رو واقعن میبینه ،حتمن، حتمن، حتمن، یه دور عاشق شده.. عین پیش نیاز میمونه ، واحدایی مثله زندگی به تخم 1,2 و دیگران به چپ 1و2و3 و عذاب کشی پیشرفته و حشری پیشرفته براستی پیش نیاز دیدن کلیت زندگین. ادای آدمای خوشبین رو در نمیارما! اصلن! خودم الان دپ تر از هر خریم، زودرنج و عصبانی و اینا هم شدم . ولی آخه تا سی سالگی که اینطوری نمیمونم ، و میخوام اون موقع نگاه کنم، همینطور که الان بین آدمای سی چل ساله میبینم، اوناییکه این تجربه رو نداشتن، از یه قسمت بزرگ بلوغ جا موندن. نکته جالب توجهش برام اینه که "ما بیشتر از تحمل کسی تکلیف نمیکنیم" در مورد همه یکسانه... اوناییکه قوی تر بودن، عاشقای گنده تری شدن.. شما دلتون میخواد برعکس جملرو بخونین، فرق چندانی نمیکنه. لازم و ملزوم همدیگن.

- این نوشته روی کاغذ نوشته نشده بود! :D







email adress



archive