
|
Sunday, January 16, 2005
فرض
خدا (آقاي خدا!) با چندتا فرشته در عرش خدايان با تخمايشان يقل دوقول بازي ميكنند. فرض فرشته ها ، آقاي خدا را نميبينند! خدا را ميدانند فرض خدا از فرشته ها و آدمها و جنها و حيوانها و گياهان، وسيع تر است، مثلن ده برابر بزرگتر! كه ده برابر اين موجوادت ، مرتبه و موجود بدست ميايد! فرض خدا، يك آدم نيست! فرض هر اتفاقي بيفتد، اگر خورشيد تبديل به آرم مك دونالند شود، يا فردا چشمك زن صورتي سبز شود. كار "آقاي خدا" نيست! خدا صرف وجود است و همه چيز خداست. همه اراده ها خداست. همه خداست. از سنگ و سگ و درخت و آدم و آدم فضايي و شيطان و فرشته و جن و خورشيد چشمك زن همه خداست. فرض كمي اراده ي خدايي را اگر تاثير هر موجود در نظريه آشوب فرض كنيم. نهايتن مخ ميگوزد. فرض كيفي بيشترين وجود. نزديكتر به "عظمت" خداست. نزديكتر به خدا نيست! خدا نقطه اي دراوج نيست! خدا همه چيز است. تعجب بيشتر من از اين وجود با ديدن از خودم بزرگتر به من دست ميدهد. ولي هر چيز بزرگتري . خداتر نيست! هر چيزي ! خداست! اگر من تحت تاثير هر چيزي باشم. درست است كه آن هم وجود است. آن هم خداست. ولي همه وجود نيست. و از او هم قويتر هست. جز آنكه همه چيز است و "چيچي تر" برايش بي معني |
site feed
http://rephrased.blogspot.com/atom.xml |